تبلیغات
خدای خوبم... - برکارخیر استوار باش..
خدای خوبم...
خداوندا،خداوندا !!! قرارم باش و یارم باش... جهان تاریکی محض است!!! می‌ترسم ، کنارم باش...
سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : هو المحبوب


                               شیطان و پیرزن نمازگزار


پیرزنی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند.

لباس پوشید و راهی شد. در راه مسجد، پیرزن زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.پیرزن لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما درراه به مسجد دو بار به زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.)) پیرزن از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، پیرزن از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

پیرزن درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. پیرزن سوال می کند که چرا اونمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.


مرد پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))

پیرزن با شنیدن این جواب جا خورد.


شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم.))





نوع مطلب : شهدا، شعر و نثر، حجاب و عفاف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 تیر 1396 10:22 ق.ظ
My partner and I stumbled over here coming from a different web address and thought I might
check things out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to finding out about your web page repeatedly.
چهارشنبه 21 تیر 1396 05:18 ق.ظ
Stunning story there. What happened after? Thanks!
پنجشنبه 8 تیر 1396 02:56 ب.ظ
Exactly what I was searching for, thank you for putting up.
جمعه 25 فروردین 1396 12:10 ق.ظ
Hello, I desire to subscribe for this blog to get
hottest updates, thus where can i do it please help.
شنبه 12 اسفند 1391 11:28 ق.ظ
وبلاگ خیلیییییییییییییییی قشنگی داری .
هو المحبوبممنون دوست خوبم
پنجشنبه 3 اسفند 1391 09:02 ق.ظ
داستان زیبایی در مورد پیرزن وشیطان نوشتید ممنون از وبلاگ خوبت
هو المحبوبممنون داداش کوچیکه...یه چیزی
میشه موقع نظر دهی از قل دیگت تقلید نکنی!ممنون

البته مزاح کردم ها ناراحت نشی!
پنجشنبه 3 اسفند 1391 08:58 ق.ظ
وبلاگ قشنگی دارید همینطورداستان های زیبایی دارید
هو المحبوببه به داداش خوبم...
ازین طرفا! چه عجب یاد وبلاگ ما کردی...
البته میتونستی نظرتو رو در رو بگی ها..
نیدونم شاید جلوی مامان اینا روت نشده...
به هر حال ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

اندکی تامل....
فعالیت کردن درفضای مجازی وپاک ماندن درآن تقوای دوچندانی میخواهد.یادمان نرود...گاهی به گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم.یادمان نرودکه فضای مجازی هم محضرخداست...درروزحساب تمام این سایت ها..تمام چت روم ها به حرف می آیندو گواهی میدهندبرکارهایمان.نکندکه شرمنده شویم...امان از لحظه غفلت که خداشاهداست وبس...گاهی روی مانیتورکامپیوتربچسبانیم:

ورودشیطان ممنوع
مدیر وبلاگ : هو المحبوب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :